کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 17 شهريور ماه ، 1389
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

خلاصه آمار سایت

پشت پرده تعریض ها وتعرض ها
PHP-Nuke

 در نظام سیاسی دموکراتیک انتخابات یک فرصت است: فرصتی برای رقابت و مشارکت. و "رقابت" در فرهنگ سیاسی، بیشتر در ارایه ی برنامه ها است و نه نقد کارنامه ها. رقابت معطوف به آینده است نه گذشته، و برای آبادکردن است نه ویران کردن. اما در این میان هستند کسانی که به دلیل بی بهرگی از فرهنگ سیاسی، منش انحصارطلبانه و برخورد عقده ای با پدیده ها و امور، از رقابت چیزی جز تهمت نمی دانند و تبلیغ را با توهین و تعرض اشتباه می گیرند

و به جای تبلیغ خویشتن به تخریب دیگران می-پردازند. به طور مشخص این منش معیوب و شیوه ی نامطلوب در نوشته ها وموضع گیری های نشریه های وابسته به جبهه ی ملی، در روزهای اخیر به ظهور رسیده است. دامن زدن به ماجرای کوچی ها در سال گذشته و به طور مکرر از سازش و معامله سخن گفتن، بدین معنی است که هنوز نابالغان زیادی در دنیای سیاست وجود دارند که شیوه های تخریبی و یادآوری گذشته های تلخ و دردآلود را بر تبلیغات قانونی و رقابت مسالمت آمیز ترجیح می دهند.
تعریض و تخریب هایی که نشریات وابسته به نامزد محترم جبهه ی ملی به آن دامن می زنند، از قضا نه متوجه حامد کرزی که اینک رقیب داکتر عبدالله است، بل متوجه حاجی محمد محقق و جنرال عبدالرشید دوستم است که حمایت آنها از کرزی  جبهه ی رقیب رییس جمهور را دچار آشفتگی و حتی سر خوردگی کرده است. با اینکه سرّ اصلی تخریب و تعرض در همین جا نهفته است، اما، باز بهتر است که پشت پرده-ی این ماجرا را اندکی باز کنیم.
ماجرای تخریب و تعرض که اکنون به عنوان یک خط تبلیغاتی - نشراتی ، از سوی نشریات وابسته به جبهه ملی دنبال می شود، ریشه در واپسین روزهای زندگی سیاسی این جبهه دارد. جبهه ی ملی معتبرترین تشکل سیاسی مخالف دولت، طی چهار سال اخیر نه تنها پرچم اپوزیسیون را برافراشته نگه داشت، بلکه طیف گسترده از مخالفین دولت را در زیر چتر واحد گرد آورد. اما درست زمانی که قرار بود چهار سال اپوزیسیون داری به نتیجه برسد، جبهه از هم پاشید و اپوزیسیون دود شد و به هوا رفت. واقعیت این است که این دست پاچگی های تبلیغاتی که کارکردی جز ژرفا  بخشیدن به شکاف های قومی ندارد، برای سرپوش نهادن بر ضعف ها و زبونی های یک جبهه ی سیاسی ورشکسته است. همه می دانند نامزدی که اکنون نعش این جبهه ی ورشکسته را بر دوش می کشد، از سر اضطرار در این موقعیت قرار گرفته اند. مارشال فهیم، کرسی ضمانت شده ی معاونت اول را بر حضور در یک اردوی آشفته ترجیح داد؛ احمدضیا مسعود، هنوز از شوک جدل های درونی جبهه بیرون نشده و حداقل تاکنون به طور علنی چیزی  در نفع نامزد جبهه بر زبان نرانده است. محمّد اکبری ، عطای جبهه ی ملی را به لقای کرزی بخشیده و از قبول معاونت دوم نامزد جبهه سر باز زد و حتی نصرالله صادقی زاده نیز دست نیاز جبهه ی ملی را در این مورد خالی بازگرداند. صدیق چکری پیشتر سنگر جبهه را ترک گفته بود و مصطفی ظاهر نیز در آخرین لحظات به اردوی رییس جمهور کرزی پیوست. اما امیدها هنوز یکسره به یأس بدل نشده بود زیرا موضع-گیری دو رهبر ارشد قومی و جهادی، حاجی محمّد محقق وجنرال عبدالرّشید دوستم، هنوز روشن نبود و گرایش این دو مرد میانه ی میدان می توانست کفه را به زیان یا سود یکی از دوطرف سبک و یا سنگین کند. رییس جبهه و کاندید جبهه اما، سخت می کوشیدند که در این سرای ویران و سفره ی بی نان از حاجی محمّد محقق و جنرال عبدالرّشید دوستم میزبانی کنند و آن ریزش ها را با این رویش جبران کنند و آب رفته را به جوی بازگردانند. اما بخت یارشان نبود. محقق و دوستم نیز در آرایش سیاسی جدید که در آن جبهه ی ملی مطابق تلقی عمومی، بیشتر در تقابل با جامعه ی بین المللی دسته بندی می گردد، منافعی برای خویش تعریف نکردند و از آنجا که سیاستمداران در دنیای سیاست با واقعیت ها و حقیقت ها سیاست می کنند و نه با رؤیاها و آرزوها، این دو رهبر نیز استراتژی عبور از گذشته و نه بازگشت به گذشته را پیش گرفتند و به جای جبهه ی ملی که لابد یک ائتلاف شمال سیاسی بیش نبود و ناگزیر خاطرات جبهه بندی شمال و جنوب را در اذهان تجدید می کرد، ترجیح دادند که با رییس جمهور کرزی همکاری کنند و بدین ترتیب آب سردی روی دست جبهه ی ملّی پاشیدند. و این است آنچه که در پشت پرده این تعریض ها و تعرض ها نهفته است.
جبهه ی ملّی و نامزد محترم آن، هنوز در شوک این شکست ها و ناکامی ها به سر می برد و نتوانسته است که خود را با شرایط جدید عیار کند. لذا به جای تبلیغات در چهارچوب قانون و طرح برنامه ها و دیدگاه ها، به تعرض به این و آن اقدام کرده است و با استخدام کسی که در دور قبل برای رییس جمهور کرزی سرمقاله می نوشت، در انتظار معجزه نشسته اند، غافل از اینکه این سرمقاله نویس بار پیش به طمع کرسی قلم می زد و این بار از سر عقده های شخصی. بار پیش آرزوی نزدیکی به قدرت داشت و این بار عقده ی دوری از قدرت دارد. و اگر جبهه تدبیر عاقلانه ای برای این بی پروایی نیندیشد، دور نیست که کارنامه ی سران جبهه و کاندید محترم آن نیز بر آفتاب افکنده شود و آنگاه رأی دهندگان به جای برنامه ها، کارنامه-های او را ورق خواهند زد و بعید نیست که به جای رأی، نفرت نصیب برخی ها شود و از بادی که می-کارند طوفان درو کنند.
به سود همه و از جمله جبهه ی ملی و کاندید محترم آن است که در دوران تبلیغات انتخاباتی قواعد بازی را رعایت کنند و پای خویش را از حریم قانون فراتر نگذارند. مردم افغانستان به گذشته ها رأی نمی دهند، به آینده رأی می دهند و به فرض که آینده ی افراد را از گذشته ی آنها قیاس بگیریم، می توان گذشته های دیگران را نیز به یاد آورد. اگر دوستان از یادآوری گذشته شان ترس ندارند ما باکی نداریم. افغانستان در سی سال اخیر صحرای محشری بوده است که هرکس با نامه ی اعمال خود در آن وارد شده است. حال، اگر امروز کسی از روی شرم نامه ی اعمال خویش را پنهان می کنند، ما می توانیم آن را به یادشان آوریم. ما می توانیم برای برخی نامزدهای محترم یادآوری کنیم که در افغانستان تنها در حمله ی کوچی ها نفر کشته نشده است، در یک روز 360 نفر در افشار نیز کشته شده است؛ می توانیم به یادها بیاوریم که از همین افشار چهار هزار نفر آواره و سربه نیست شده اند؛ می توانیم به یاد بیاوریم که در اینجا یک گور دسته جمعی وجود داشت که حداقل 50 نفر زن و کودک در آن خوابیده بود. فعلا اما، این را یادآوری نمی کنیم که در این فاجعه کی ها دست داشتند؛ چه کسی به عنوان «سخنگوی» جبهه ی پیروز خبر این فتح را با شادمانی به گوش دنیا رساند؛ کی ها جایزه دریافت کرد و کی ها پیام فتح و شادباش صادر کردند. امّا اگر در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، پیاده نظام برخی نامزدها، از همین اکنون در صدد گشودن عقده ی شکست خویش باشند، ما از به یادآوردن گذشته ی هیچ کس ابا نداریم. ما خوشحال هستیم که دیگران کم کم صاحب حافظه شده اند و می توانند قتل دهقان فقیر هزاره را در بهسود به یاد بیاورند. اما هزاره ها تنها در بهسود کشته نشده اند، در جاهای دیگر هم کشته شده اند و تنها کوچی هزاره نکشته اند، کسانی دیگرنیز کشته اند.
شیوه ای را که پاره ای از نشریات و مطبوعات وابسته به جبهه ی ملی و نامزد محترم آن پیشه کرده اند، کج راهه ای است که هرگز به آستان قدرت ختم نمی شود، امّا می تواند به شکاف های قومی فراوانی دامن بزند و خاطرات تلخ گذشته را یک بار دیگر در اذهان و افکار عمومی تجدید می کند. و این آتشی است که دودش بیشتر به چشم دیگران خواهد رفت. بهتر آن است که نه عرض خود بر باد دهند و نه زحمت دیگران دارند


نکته :

ارسال شده در مورخه : جمعه، 26 تير ماه ، 1388 توسط admin  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 رای گیری در انتخابات افغانستان پایان یافت.  [جمعه، 30 مرداد ماه ، 1388]
 پشت پرده تعریض ها وتعرض ها  [جمعه، 30 مرداد ماه ، 1388]
 واکنش نامزدهای ریاست جمهوری افغانستان پس از  [جمعه، 30 مرداد ماه ، 1388]
 ستاد کرزی و عبدالله مدعی پیروزی شدند  [جمعه، 30 مرداد ماه ، 1388]
 سیاست زدگی و فقرتفکر  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1388]
 عوامل ارتکاب جرم  [چهارشنبه، 24 تير ماه ، 1388]
 ديورند با قلم نقد و تحليل  [چهارشنبه، 24 تير ماه ، 1388]
   [چهارشنبه، 24 تير ماه ، 1388]
 اتحادیه اروپا نظارت بر انتخابات افغانستان ر  [چهارشنبه، 24 تير ماه ، 1388]
 انتخابات افغانستان چگونه برگزار می شود؟  [سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388]

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : saz46moq
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 2.33
تعداد آراء: 3


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir